عاشق تنها(saeid)
دختر ترشیده هاش جوجه کوچولوهاش جوش موشی هاش دختر سیبلو هاش توپ بسکت بالی هاش قد کوتله هاش دماغ کوفته ای هاش اس و پاس هاش و اون دخترای که سرشون بو باقالی میده........ چطورین بی شوهری و بی دوست پسری و کلا بدون جنس مذکر در چه حالاین ....خماری نه؟ بی خیال همین سختی هاست که دخترا رو می سازه و گرنه اگه قرار بود هر دختری یک دوست پسر داشته باشه که این دنیا واسه دخترا می شد بهشت نه زمین حالا برین تو خماری چه اشکالی داره یه شاعر خیلی با حال و اهل دلی میگه: من که از گل بهترم پسرم من پسرم تو که خار هرگلی دختری تو دختری . به به لذتی بردیم عجب شعری عجب با مثما دمت جلیزو ولیز شاعر جان بعد از این حرفا میریسم به بحث داغ امروز که مربوط میشه به ویزگی های دخترای دانشجو این شما و این دخترای دانشجو ويژگي هاي کلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!! خصوصيات دانشجويان دختر: ترم ۲:فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم ۴: با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس:۱ - دختره ترم ۴ درس ميخونه.۲-شما خوشتيپيد!.۳ – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!) ترم ۵:يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند! ترم ۶: خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! ترم ۷: به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند! ترم ۸: دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!
نظرات شما عزیزان: 18 دی 1389برچسب:, :: 18:14 :: نويسنده : سعید فاتحی
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها دوست دارم نويسندگان |
||
![]() |